معنی مشيه

معنی مشيه

7 بازدید
[ مِ‌شْ یَ ] (ع ص) رفتار و نوعی از رفتار. (منتهی الارب) (آنندراج). نوع رفتن و هيئت رفتن و رفتار. (ناظم الاطباء). نوعی‌ رفتار. يقال: «مشی مشيه سريعه»، و آن خوبی‌ رفتار است. (از اقرب الموارد).
[ مَ‌شْ یَ ] (ع اِ) يکمرتبه رفتن. (ناظم‌ الاطباء).
[ مَ شی یَ ] (ع اِ) ارادهٔ خداوند تبارک و تعالی. الحديث، قال الرضا عليه‌السلام: الابداع‌ و الاراده و المشيه، اسماء ثلثه و معناها واحد. (ناظم الاطباء). - بمشيهاللََّه، بمشيئهاللََّه؛ به خواست خدای‌ تبارک و تعالی‌: اکنون آن شرط نگاه دارم‌ بمشيهاللََّه و عونه. (تاريخ بيهقی چ اديب‌ ص‌89). هر باری که خيلتاش را ببايد داد بدهد تا به موقع رضا باشد بمشيه اللََّه و عونه و السلام. (تاريخ بيهقی ايضاً ص‌118). اکنون به‌ سر تاريخ بازشويم بمشيه اللََّه و عونه. (تاريخ‌ بيهقی ايضاً ص‌341). رجوع به مشيت و مشيئه و ترکيب مشيئهاللََّه شود.
[ مَ‌شْ یَ / یِ ] (اِ) رجوع به مشيا شود.

کلمات هم‌قافیه با «مشيه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «يه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید