معنی مشيرالدوله

معنی مشيرالدوله

4 بازدید
[ مُ رُدْ دَ لَ ] (اِخ) ميرزا نصراللََّه‌خان. صدراعظم ايران از رجال دورهٔ اخير عهد قاجار (متوفی 1325 هـ . ق.). وی از اهل نائين بود. در آغاز زندگی در رنج و {P(1) -قرآن 4/78. P}&{$20983$}سختی بسيار به سر برد. در تهران نخست در خدمت آصف‌الدوله و سپس در خدمت‌ ابراهيم‌خان تبريزی درآمد، آنگاه منشی‌ وزارت خارجه شد و مورد توجه اتابک‌ گرديد و به وزارت لشکر رسيد. در ابتدای کار در وزارت خارجه لقب مصباح‌الملک داشت‌ و بوسيلهٔ اتابک در سال 1309 به مشيرالملک‌ ملقب شد. پس از قتل ناصرالدين‌شاه‌ محسن‌خان مشيرالدوله که وزارت خارجه را داشت برای معالجه به اروپا رفته بود، لذا امين‌السلطان، مشيرالملک را به کفالت‌ وزارت خارجه منصوب ساخت و پس از فوت محسن‌خان، لقب و شغل او به‌ مشيرالملک (ميرزا نصراللََّه نائينی) رسيد. و چون در سال 1321 هـ . ق. امين‌السلطان‌ معزول شد ميرزا نصراللََّه مشيرالدوله باز هم‌ وزارت خارجه را بر عهده داشت. و در سال‌ 1324 هـ . ق. پس از سقوط عين‌الدوله به‌ فرمان مظفرالدين‌شاه به صدارت رسيد. او شش ماه در دوران مظفرالدين‌شاه و دو ماه در دوران محمدعلی‌شاه مقام صدارت را بر عهده‌ داشت و چون از قصد محمدعلی‌شاه در احضار اتابک از اروپا آگاهی يافت تمارض‌ کرد و از کار کنار رفت. پس از کشته شدن‌ امين‌السلطان به مشيرالدوله تکليف تشکيل‌ کابينه نمودند و او به عللی از اين کار خودداری کرد و چند روز بعد چهارم شعبان‌ 1325 هـ . ق. درگذشت. رجوع به تاريخ‌ رجال ايران تأليف بامداد ج‌4 ص‌351 و تاريخ بيداری ايران ص‌444 شود.
[ مُ رُدْ دَ لَ ] (اِخ) ميرزا حسن‌خان... پيرنيا (1291-1354 هـ . ق.)، ملقب به مشيرالدوله. پسر نصراللََّه‌خان نائينی‌ وزير امور خارجهٔ مظفرالدين‌شاه و در آخر وزير اعظم و رئيس‌الوزراء شد. محبوبيت‌ عامه به‌کمال داشت. او راست کتاب تاريخ‌ ايران باستان و در حسن تتبع و محاکمه‌های‌ تاريخی بی‌نظير است. (يادداشت مؤلف). رجوع به پيرنيا شود. <53064013012098201>...

کلمات هم‌قافیه با «مشيرالدوله»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «له» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید