معنی مشواع
5 بازدید
[ مِشْ ] (ع اِ) محراث۱ تنور. (از اقرب الموارد) (از محيطالمحيط) (از منتهی الارب) (از آنندراج). آنچه بدان آتش تنور را به هم زنند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشواع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر