معنی مشنج
5 بازدید
[ مُ شَ ] (اِ) نوعی از غله باشد که آن را به هندی کلاو و کراو گويند. (برهان) (از فرهنگ رشيدی) (آنندراج) (جهانگيری). نوعی از غله. (ناظم الاطباء).[ مِ شَ ] (اِ) مگسی باشد سبزرنگ که چون بر گوشت نشيند گوشت را گَنده کند و کرم در آن افتد. (برهان) (آنندراج) (جهانگيری). مگس سبزرنگ که بر گوشت نشيند. (ناظم الاطباء).[ مُ شَنْ نَ ] (ع ص) ترنجيدهشده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر