معنی مشمت
6 بازدید
[ مُ شَمْ مَ ] (ع ص) ملک مشمت؛ پادشاه سلام و تحيت کرده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقربالموارد).[ مُ شَمْ مِ ] (ع ص) کسی که دعای خير ميکند و تهنيت و مبارکباد ميگويد. (ناظم الاطباء). و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «مشمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر