معنی مشقی
18 بازدید
[ مِ قا ] (ع اِ) شانه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شانه. لغتی است در مشقأ با همزه. (از اقرب الموارد).[ مَ ] (ص نسبی) تخته و کاغذ که بر آن مشق حروف کرده باشند. (غياث) (آنندراج). منسوب به مشق. (ناظم الاطباء): به رنگ کاغذ مشقی سياه ميماند اگر به فرض مجسم شود نوافل ما. ميرزا عبدالغنی مقبول (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «مشقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر