معنی مشعشع
8 بازدید
[ مُ شَ شَ ] (ع ص) روشن. (آنندراج) (غياث). رخشان۲. درخشان. درخشنده. درفشنده. پاک و روشن، که کثيف نباشد. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). - ظل مشعشع؛ که کثيف نباشد. (از اقرب الموارد). || شراب به آب آميخته. (غياث) (آنندراج) (دهار) (ناظم الاطباء). می به آب آميخته. (دهار). || سايهٔ پراکندهٔ تنک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشعشع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شع» برای سرودن شعر