معنی مشطب
8 بازدید
[ مُ شَطْ طَ ] (ع ص) ثوب مشطب؛ جامهٔ خطدار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || رجل مشطب؛ مردی که بر چهرهاش اثر شمشير باشد. (از محيط المحيط) (از اقرب الموارد). || سيف مشطب؛ شمشير شطبهدار. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از محيط المحيط) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). المشطب من السيوف الذی فيه طرائق، کالجداول معموله فربما کانت مرتفعه و ربما کانت منحدره. (الجماهر بيرونی ص 253). قسمی از شمشير يمانی که شطبه يعنی جوی دارد در متن. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مشطب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طب» برای سرودن شعر