معنی مشرف‌الدوله

معنی مشرف‌الدوله

6 بازدید
[ مُ شَ‌رْ رَ فُدْ دَ لَ ] (اِخ) برادر کهتر سلطان‌الدوله از پادشاهان آل‌بويه‌ (هشتمين از ديالمهٔ عراق). در سال 411 هـ .ق. لشکريان در بغداد بر سلطان‌الدوله شوريدند و او را از امارت عزل کرده، برادر کوچکترش‌ ابوعلی مشرف‌الدوله را بجای او به اميری‌ برداشتند و سلطان‌الدوله به اهواز پناهنده شد و چون خواست بغداد را از چنگ برادر بيرون‌ آورد مغلوب شد و مشرف‌الدوله رسماً در محرم 412 هـ .ق. نام او را در دارالخلافه از خطبه انداخته به اسم خود خطبه خواند. عاقبت بين دو برادر، در سال بعد صلح برقرار شد به اين ترتيب که فارس و کرمان تحت امر سلطان‌الدوله باشد و عراق در دست‌ مشرف‌الدوله. (تاريخ مفصل ايران ص‌172). و رجوع به ديالمه شود.

کلمات هم‌قافیه با «مشرف‌الدوله»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «له» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید