معنی مشرط
6 بازدید
[ مِ رَ ] (ع اِ) نشتر. (منتهی الارب) (آنندراج). نيشتر حجام. ج، مشارط، مشاريط. (از اقرب الموارد) (از دهار). نيش حجام. ج، مشارط. (مهذب الاسماء). نيشتر. (ناظم الاطباء). نيش. نشتر. نيشتر. مبضع. مشراط. نيش حجام. مبزع. تيغ فصاد. تيغ. ج، مشارط. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مشرط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رط» برای سرودن شعر