معنی مشحم
5 بازدید
[ مُ شَحْ حِ ] (ع ص) پيه بسيارخورنده و پيه بسياردارنده در خانه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پيه بسياردارنده در خانه. (از محيط المحيط) (از اقربالموارد). || صاحب شتران فربه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از محيطالمحيط) (از اقرب الموارد)۴.[ مُ شَحْ حَ ] (ع ص) پيهآگنده. (مهذب الاسماء). پيهدار. آگنده از پيه. || نان با پيه پخته شده. (ناظم الاطباء). ساختهشده با پيه. (از محيط المحيط) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مشحم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حم» برای سرودن شعر