معنی مشحشح
5 بازدید
[ مُ شَ شَ ] (ع ص) مرد کمخير. (منتهی الارب) (از محيط المحيط) (از اقرب الموارد)۳. مرد کمخير و ناکس و بیقدر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشحشح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شح» برای سرودن شعر