معنی مشتواره

معنی مشتواره

6 بازدید
[ مُ‌شْ‌تْ رَ / رِ ] (اِ)۵ رندهٔ درودگران که بدان چوب و تخته تراشند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رندهٔ درودگران که دست گيرند و بدان چوب‌ تراشند. (انجمن آرا). مشت‌رنده. (جهانگيری) (فرهنگ رشيدی). || يک مشت از هر چيز، مراد از يکدسته گندم و جو و شالی. (آنندراج) (انجمن آرا). مقدار يک مشت از هر چيز. (فرهنگ رشيدی) (جهانگيری). يک مشت از هر چيز و بعضی گويند يک دسته از شالی و گندم و جو درو کرده است که با چيزی بسته و در دست گرفته باشند، همچو پشتواره که‌ بندند و در پشت گيرند. (برهان) (از ناظم‌ الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مشتواره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید