معنی مشتلق

معنی مشتلق

8 بازدید
[ مُ تَ لُ ]۳ (اِ) در فرهنگ ترکی‌ به‌معنی شکرانه و از اهل زبان بتحقيق پيوسته‌ که به‌معنی مژدگانی است و مرکب از مشت‌ مغير مژده و لق به ضم به‌معنی بها. (آنندراج). ترکی‌شدهٔ مژدگانی و اصل آن ظاهراً مژده‌ليک‌ يا مژده‌ليق بود و به کثرت استعمال مشتلق‌ کرده‌اند. (از يادداشت به خط مرحوم دهخدا). مژدگانی. چيزی که در هنگام رسانيدن خبر خوش يا يافتن چيزی گم‌کردهٔ کسی به‌ صاحب‌خبر و يابندهٔ آن می‌دهند. (فرهنگ‌ عاميانهٔ جمال‌زاده): آمد آن آرام جانها بيقراران مشتلق‌ مژدهٔ پابوس دارم خاکساران مشتلق. ملا سالک يزدی (از آنندراج). به اردو فرستادند که مشتلق فتح و فيروزی به‌ {P(1) -فتح غين يعنی ضبط دوم نادر است. (ازاقرب الموارد) (از محيط المحيط). به فتح غين، يعنی به صيغهٔ مفعول نادر است. (از تاج العروس ج 7 ص 391). در منتهی الارب‌آرد: بفتح الميم. سپس افزايد: «نادراً» مرد باکار، که بی‌شک خطای کاتب است. و ظاهراً: به فتح الغين نادراً... P}{P(2) -در الجماهر چ حيدرآباد دکن ص‌120 : ...فی الذهب المستشار. P}{P(3) -به ضم سوم (مُشتُلُق) هم متداول است. P}&{$20936$}نواب بلقيس مکانی.. و ساير مخدرات استار سلطنت رساند. (عالم‌آرا چ اميرکبير ج‌1 ص‌340).

کلمات هم‌قافیه با «مشتلق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید