معنی مشتق

معنی مشتق

5 بازدید
[ مُ تَ‌ق‌ق ] (ع ص) لفظی که از لفظ ديگر گرفته شده و فارسيان به تخفيف هم‌ آرند. (از غياث) (آنندراج). کلمهٔ گرفته‌شده از کلمهٔ ديگر. بيرون‌آمده و صادرگشته و متفرع‌شده. (ناظم الاطباء). کلمه‌ای که از کلمهٔ ديگر (کلمهٔ اصلی) گرفته شده، مانند: ناله. رفتار. کردار. که از ناليدن، رفتن، کردن‌ مشتق‌اند. (دستور پنج استاد): فعل در بيشتر لغات مشتق بود، چنانکه در لغت عرب‌ از اسمی مشتق است که آن را مصدر ميخوانند. (اساس الاقتباس ص 15). و رجوع به اسماء مشتقه شود.

کلمات هم‌قافیه با «مشتق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید