معنی مشتق
5 بازدید
[ مُ تَقق ] (ع ص) لفظی که از لفظ ديگر گرفته شده و فارسيان به تخفيف هم آرند. (از غياث) (آنندراج). کلمهٔ گرفتهشده از کلمهٔ ديگر. بيرونآمده و صادرگشته و متفرعشده. (ناظم الاطباء). کلمهای که از کلمهٔ ديگر (کلمهٔ اصلی) گرفته شده، مانند: ناله. رفتار. کردار. که از ناليدن، رفتن، کردن مشتقاند. (دستور پنج استاد): فعل در بيشتر لغات مشتق بود، چنانکه در لغت عرب از اسمی مشتق است که آن را مصدر ميخوانند. (اساس الاقتباس ص 15). و رجوع به اسماء مشتقه شود.
کلمات همقافیه با «مشتق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تق» برای سرودن شعر