معنی مشتاسنگ
4 بازدید
[ مُ سَ ] (اِ مرکب) سنگ فلاخن. و فلاخن چيزی از پشم باشد بافتهشده که شبانان بدان سنگ اندازند. (برهان). سنگ فلاخن. (فرهنگ رشيدی) (جهانگيری) (انجمن آرا) (آنندراج): تيغ خوشتر ز طعنهٔ دشمن مشت بهتر ز سنگ مشتاسنگ. علی شطرنجی (آنندراج). || سنگ بزرگی که در ميان آن جای دست ساخته باشند و آن را به مشت گرفته بردارند. (برهان). سنگ بزرگ که ميان آن سوراخ کرده باشند که به مشت گيرند. (فرهنگ رشيدی).
کلمات همقافیه با «مشتاسنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر