معنی مشتا
4 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) سرماجای۱. مشتاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از محيط المحيط). خانهٔ زمستانی. (مهذب الاسماء). و رجوع به مشتاه شود.
کلمات همقافیه با «مشتا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تا» برای سرودن شعر