معنی مشاکل
5 بازدید
[ مَ کِ ] (ع اِ) جِ مُشکل. (ناظم الاطباء) (از المنجد). مشکلات. و رجوع به مشکل شود.[ مُ کِ ] (ع ص) مانندشونده و همشکل شونده. (غياث) (آنندراج). همچهر. مماثل. مشابه. مانند. مجانس. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). مانند. مشابه. موافق. (ناظم الاطباء): ... مانند الفت و انس به مشاکل و رغبت به تزاوج و شفقت بر فرزند و ابنای نوع. (اوصاف الاشراف ص 50). || (اصطلاح عروض) نام بحری است از نوزده بحور عروض. (غياث) (آنندراج). نزد اهل عروض، اسم بحری است از بحور خاصه به عجم و اصل آن فاعلاتن مفاعيلن مفاعيلن دو بار و مشاکل مکفوف فاعلات مفاعيل مفاعيل دو بار و وجه تسميهٔ ابن بحر بدان، آن که مشابه و موافق بحر قريب است در ارکان و اختلاف نيست مگر به تقديم و تأخير. (کشاف اصطلاحات الفنون). يکی از بحور عروضی و وزن آن فاعلاتن مفاعيلن مفاعيلن است و بهسبب همين مشابهت و مشاکلت آن را بحر قريب نامند. (بديع همايی بخش 2 ص 73). از بحور مستحدث است و آن را بحر اخير نيز گويند و بعضی متکلفان بر اين وزن «بيتی چند» تازی گفتهاند و اشعار فهلوی در اين بحر بيش از اشعار فارسی است و اجزاء آن از فاعلاتن مفاعيلن مفاعيلن، دو بار فاعلاتُ مفاعيلُ مفاعيلْ آيد. (از المعجم فی معايير اشعارالعجم). و رجوع به المعجم چ مدرس رضوی چ دانشگاه ص 172 به بعد شود.
کلمات همقافیه با «مشاکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر