معنی مشايخ

معنی مشايخ

3 بازدید
[ مَ یِ ] (ع اِ) پيران. اين جمع شيخ‌ است خلاف‌القياس... و نيز... مشايخ جمع‌ مشيخه است و مشيخه جمع شيخ، پس از اين‌ ثابت شد که مشايخ جمع‌الجمع شيخ است‌ عجب که در عرف، مشايخ را بر شخص واحد اطلاق کنند و برای جمع الف و نون زائد کرده‌ و مشايخان گويند. (از غياث) (از آنندراج). جِ‌ مَشيخه و ججِ شيخ. (ناظم الاطباء). مردمان‌ پير و مردمان صاحب رای صائب و دانشمند و مرشد و پير در عقايد. ج، مشايخان. (ناظم‌ الاطباء). جِ شيخ. (منتهی الارب) (از اقرب‌ الموارد). و اين جمع مشيخه است و مشيخه جمع شيخ است و گويند اسم جمع است. (از اقرب الموارد). ججِ شيخ. (المنجد): مشايخ هر دو دولت در تشبيک اسباب‌ عصمت... به وساطت و سفارت بايستادند. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص 320). مريدان بقوت ز طفلان کمند مشايخ چو ديوار مستحکمند. سعدی. پيش يکی از مشايخ گله کردم. (گلستان). گفت علم من قرآن است و حديث و گفتار مشايخ. (گلستان). يکی [را] از مشايخ شام‌ پرسيدند که حقيقت تصوف چيست؟ (گلستان‌ سعدی چ يوسفی ص 96). ارواح طيبهٔ مشايخ‌ طريقت و کبراء حقيقت قدس‌اللََّه ارواحهم. (انيس الطالبين ص 33).
[ مَ یِ ] (اِخ) دهی از دهستان‌ دشمن‌زياری است که در بخش فهليان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است و 988 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافيايی ايران‌ ج 7).

کلمات هم‌قافیه با «مشايخ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «يخ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید