معنی مشاهره.
7 بازدید
[ مُ هَ / هِ رَ / رِ ] (از ع، اِ) در ماهه و ماهيانه و ماهانه و مواجب و انعامی که ماه به ماه به کسی ميدهند. (ناظم الاطباء). اجرت ماهيانه. شهريه. ماهانه. ماهيانه. ماهواره. مقابل مياومه و مسانهه. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): و در آن روزگار حساب برگرفته آمد مشاهرهٔ همگان هر ماهی هفتادهزار درم بود... و دبيرانی که به نوی درآمده بودند و مشاهره نداشتند. (تاريخ بيهقی چ فياض ص 146). که چون که بی صلت و مشاهره اين چنين قصيده گفت تواند. (تاريخ بيهقی چ اديب ص 387). ذکر مال مشاهره به قم که آن را به اصطلاح اهل قم ماهيانه گويند. (تاريخ قم ص 164). صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مشاهره چند است؟ گفت: هيچ. (گلستان، کليات چ مصفا ص 86). - مشاهره کردن؛ مقرر ساختن مزد ماهانه: پسر بوعلی بوالحسن به ری افتاده بود نزد فخرالدوله و سخت نيکو ميداشتند هر ماهی پنجهزار درم مشاهره کرده. (تاريخ بيهقی چ اديب ص 205). امير محمود فرمود تا وی را مشاهره کردند هر ماهی پنجهزار درم. (تاريخ بيهقی چ اديب ص 243).
کلمات همقافیه با «مشاهره.»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ه.» برای سرودن شعر