معنی مشاهده.
7 بازدید
[ مُ هَ / هِ دَ / دِ ] (از ع، اِمص) ديدن. (غياث). مأخوذ از عربی، ملاحظه و معاينه و ادراک با چشم و بينش و نگاه و نظر. (ناظم الاطباء). مشاهدت. ديدن. معاينه. {P(1) -رسمالخطی از «مشاوره» عربی در فارسیاست و غالباً اين کلمه در تداول به کسر «و» و «ر» تلفظ میشود. P}{P(2) -رسمالخطی است از «مُشاهده» عربی درفارسی، و اغلب در تداول به کسر «هـ» تلفظ ميشود. P}{P(3) -رسمالخطی است از «مشاهده» عربی درفارسی، و اغلب و در تداول به کسر «هـ» و «د» تلفظ ميشود. P}{$20924$}ديدار. يکديگر را روياروی ديدن:
کلمات همقافیه با «مشاهده.»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ه.» برای سرودن شعر