معنی مشاعره
8 بازدید
[ مُ عَ رَ ] (ع مص) نبرد کردن به شعر با هم. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). با کسی به شعر نبرد کردن. (تاج المصادر بيهقی) (زوزنی، يادداشت به خط مرحوم دهخدا) (مجمل اللغه). با هم شعر خواندن. (غياث). با يکديگر شعر خواندن تا که بيشتر داند. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). ج، مشاعرات. (فرهنگ فارسی معين). || در جامهٔ شعار خوابيدن با کسی. (منتهی الارب) (آنندراج). با کسی در يک جامه خفتن. (تاج المصادر بيهقی). در جامهٔ شعار خوابيدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مشاعره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر