معنی مشاعر
6 بازدید
[ مَ عِ ] (ع اِ) جِ مَشعر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || حواس. (اقرب الموارد). حواس پنجگانهٔ ظاهری و حواس باطنی. (ناظم الاطباء). - مشاعرالحج؛ معالمه الظاهره للحواس. علامتهای حج که بر حواس ظهور داشته باشد. (از محيط المحيط).[ مُ عِ ] (ع ص) شعرگوينده و شاعر پست. (ناظم الاطباء). و رجوع به متشاعر شود.
کلمات همقافیه با «مشاعر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عر» برای سرودن شعر