معنی مشاطرت
6 بازدید
[ مُ طَ / طِ رَ / رِ ] (از ع، اِمص) مشاطره: به جان خود سوگند ميخورم که رزيت امير و ندبت بر او به مشاطرت است ميان عموم برايا. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص 459). و رجوع به مشاطره معنی اول شود.
کلمات همقافیه با «مشاطرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر