معنی مشارق
6 بازدید
[ مَ رِ ] (ع اِ) جِ مشرق. (آنندراج) (ناظم الاطباء). مواضع برآمدن خورشيد. (از اقرب الموارد)۳. مقابل مغارب. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): و از مشارق ممالک و... او شموس انصاف و بدور انتصاف را طلوع داد. (سندبادنامه ص 8). و آفتاب جلال جهانداری او را از مشارق اقبال... طالع کرد. (سندبادنامه ص 14). - رب المشارق و المغارب؛ ای مشارق الصيف و الشتاء و مغاربها. (ناظم الاطباء). || جايهای شرقی. (ناظم الاطباء). و رجوع به مشرق شود.
کلمات همقافیه با «مشارق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر