معنی مشارب
7 بازدید
[ مَ رِ ] (ع اِ) جِ مَشرَبه و مَشرُبه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). جِ مَشرَب. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (دهار). جِ مِشرَبه. (ناظم الاطباء). آشاميدنیها. (غياث) (آنندراج): زاهد کسی باشد که او را بدانچه تعلق به دنيا دارد، مانند مآکل و مشارب و ملابس و مساکن و مشتهيات... رغبت نبود. (اوصاف الاشراف ص 22). و رجوع به مشربه شود. || جای آشاميدن. (غياث) (آنندراج): شوائب کدورت از مشارب و مشارع اين مملکت برخاست. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص 256).
کلمات همقافیه با «مشارب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر