معنی مشاجره
5 بازدید
[ مُ جَ رَ ] (ع مص) چريدن اشتر درخت را از نايافت گياه. (تاج المصادر بيهقی): شاجر المال مشاجره؛ درخت چرانيدن شتر را. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از محيط المحيط). || منازعت کردن. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از محيط المحيط) (ناظم الاطباء). با کسی خلاف کردن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بيهقی). اختلاف. تشاجر. منازعه. مخاصمه. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مدخل بعد شود.
کلمات همقافیه با «مشاجره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر