معنی مشاجر
5 بازدید
[ مَ جِ ] (ع اِ) در شاهد زير، جِ مَشجَر بهمعنی روئيدنگاه درخت آمده است، ولی اين جمع برای اين کلمه در کتب لغت ديده نشده است: و گلستان و بستان به هم شايد [ قافيه کردن ] چه هرچند اصل آن بوستان بوده است چون از آن حذفی کردهاند و آن را اسم علم مشاجر و مغارس رياحين گردانيده گويی کلمه مفرد است. (المعجم چ مدرس رضوی ص 170). و رجوع به مدخل بعد شود.[ مَ جِ ] (ع اِ) جِ مَشجَر و مِشجَر. (ناظم الاطباء). رجوع به مَشجَر و مِشجَر شود.[ مَ جِ ] (ع اِ) جِ مِشجَر، موضع مشاجره. يا مصدر ميمی است در اين عبارت از حريری در مقامهٔ صعديه: أشهد مشاجر الخصوم و أسفر بين المعصوم منهم و الموصوم. (از محيط المحيط).
کلمات همقافیه با «مشاجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر