معنی مسيان
4 بازدید
[ مُ سَیْ يا ] (ع اِ مصغر) مصغر مساء. شبانگاه. ج، مسيانات. (منتهی الارب): أتيته مسياناً؛ آمدم آن را در شب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مسيان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر