معنی مسومه
5 بازدید
[ مُ سَوْ وَ مَ ] (ع ص) تأنيث مسوم. اسب به چرا گذاشته شده. || اسب با نشان و علامت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). نشانکردهشده. نشاندار. باعلامت. معلمه. داغدار. (يادداشت مرحوم دهخدا): حجاره مسومه؛ سنگريزههائی که بر آن امثال خواتم بوده باشد، يا آن که بر آن نشان سپيد و سرخ يا ديگر علامت بود که بدان معلوم گردد که اين سنگريزهها از سنگريزههای دنيا نبودهاند. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء): {/Bوَ أَمْطَرْنََا عَلَيْهََا حِجََارَهً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ `مُسَوَّمَهً ... 7-1411:82-83/}(قرآن 11/82 و 83)؛ و بارانيديم بر آن سنگهائی از سنگ گل بر هم نهاده شده و نشان کرده.
کلمات همقافیه با «مسومه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر