معنی مسول
4 بازدید
[ مُ سَوْ وِ ] (ع ص) اغواکننده. فريبنده. بیراهکننده. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، مسولين: و آنچه کرده است از سر تعجيل بوده است به وسوسهٔ شيطان مسوّل، و توهّم نفس امارهٔ مخيل. (سندبادنامه ص 100).[ مُ سَوْ وَ ] (ع ص) اغواشده. &{$20907$}فريبخورده. بيراه کرده شده. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد)
کلمات همقافیه با «مسول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر