معنی مسوحات
7 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مسوح و مسوحه. مطلقاً داروهائی را گويند که بوسيلهٔ دستها ببدن آدمی مالش دهند. (از بحر الجواهر): در اطليه و مسوحات ملذذ جهت تقويت باه. (از کتاب هدايه الملوک ابنالفقيه اصفهانی از يادداشت مرحوم دهخدا). ادهان مرکبه. مسوحا. و رجوع به مسوح و مسوحه شود.
کلمات همقافیه با «مسوحات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر