معنی مسندافروز
5 بازدید
[ مَ نَ اَ ] (نف مرکب) مسندافروزنده. مسندفروز. مسندفروزنده. آن که روشنی مسند به وجود او بازبسته است، از قبيل: پادشاه، امير، وزير و حاکم. کسی که رونق و فروزندگی مسند و تخت پادشاهی به وجود او بسته است: {P(1) -ظ. کلمهٔ «سند» به غلط «مسند» خواندهشده و چهار معنی به آن داده شده است. P}&{$20903$}چو باب خويش سعدالدوله اسعد مسندافروزم جمال و سيد و عبدند اندر عون و تيمارم. سوزنی (ديوان چ شاهحسينی ص 69). و رجوع به مسندفروز شود.
کلمات همقافیه با «مسندافروز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر