معنی مسنبخ
5 بازدید
[ مُ سَمْ بَ ] (ع ص) آن که در نيمروز سير کند و راه رود. (منتهی الارب)۷ (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || دور و بعيد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مسنبخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بخ» برای سرودن شعر