معنی مسلمه
7 بازدید
[ مُ سَلْ لَ مَ ] (ع ص) تأنيث مسلّم. سلامتداده از عيب يا از کار. - امراض مسلمه؛ امراضی که معالجهٔ آنها راه قطعی داشته باشد، امراض غيرمسلمه آنهائی هستند که با عارضهٔ ديگری همراهند و راه معالجهٔ هر يک مخالف طريق معالجهٔ ديگری است، مانند صداع و نزله که با هم عارض شوند و معالجهٔ آن دو با هم متناقض است. (از بحرالجواهر). و رجوع به مسلم شود.[ مُ لِ مَ ] (ع ص) مسلمه. تأنيث مسلم. زنی که متدين به دين اسلام باشد. (از اقرب الموارد). ج، مسلمات. (ناظم الاطباء). و رجوع به مُسلِم شود.[ مَ لَ مَ ] (اِخ) ابن احمدبن قاسمبن عبداللََّه المجريطی، مکنی به ابوالقاسم. فيلسوف، رياضیدان و منجم. وی اعلم علمای رياضی قبل از خود بود. مولدش در {$20892$}مجريط (مادريد) به سال 338 و وفاتش نيز در همين شهر اتفاق افتاد (398 هـ .ق.). از جمله تأليفات اوست: ثمار العدد، در علم حساب، اختصار تعديل الکواکب من زيج التبانی، رتبهالحکيم، غايه الحکيم، کتاب الأحجار و روضه الحدائق، رسالهٔ کوچکی که در آن به زيج محمدبن موسی توجه داشته و تاريخ فارسی آن را به تاريخ عربی نقل کرده و جدول های نيکو بر آن افزوده است، ليکن قفطی گويد: وی عيناً مرتکب اشتباهات محمدبن موسی گشته و متوجه نشده است. (از الاعلام زرکلی).[ مَ لَ مَ ] (اِخ) ابن القاسمبن ابراهيمبن عبداللََّهبن حاتم، مکنی به ابوالقاسم. مورخ اندلسی (ولادت 293 و وفات 353 هـ .ق.). از علمای حديث و مورخين و از اهالی قرطبه است. از تأليفات اوست: التاريخ الکبير، تاريخ (در شرح حال رجال)، ماروی الکبار عن الصغار، و الخط فی التراب. (از الاعلام زرکلی).[ مَ لَ مَ ] (اِخ) ابن عبدالملکبن مروانبن الحکم. او را «جراده الصفراء» لقب داده بودند. فتوحاتی در قسطنطنيه کرد. مسجد مسلمه را بدانجا بنا نهاد، سپس از جانب برادرش «يزيد» به حکومت عراقين و ارمينيه منصوب گشت و در جنگهای ترک و سند شرکت داشت. وی به سال 120 هـ .ق. در شام وفات يافت. بنیمسلمه بدو منسوبند. (از الاعلام زرکلی).[ مَ لَ مَ ] (اِخ) ابن مخلدبن صامت الانصاری الخزرجی. صحابی و از کبار امرای صدر اسلام است. وی از طرفداران معاويه بود و در جنگ صفين به نفع او شرکت کرد و در سال 47 هـ .ق. از طرف معاويه به امارت مصر منصوب شد، سپس سرزمينهای مغرب هم به قلمرو حکومت او اضافه گشت. پس از فوت معاويه يزيد نيز او را به امارت باقی گذاشت و در سال 62 هـ .ق. در اسکندريه و به قولی در مدينه وفات يافت. وی اول کسی است در اسلام که منارهها در مسجد برای اذان گفتن بنا نهاد. (از الاعلام زرکلی).
کلمات همقافیه با «مسلمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر