معنی مسقف
5 بازدید
[ مُ سَقْ قَ ] (ع ص) نعت مفعولی از تسقيف. رجوع به تسقيف شود. || خانهٔ پوشيده. (آنندراج). بيت سقفدار. (از اقرب الموارد). خانهٔ آسمانهکرده. (دهار). صاحبسقف. باسقف. با آسمانه. آسمانهدار. پوشيده. سرپوشيده. پوشانيده. باپوشش. - مسقف کردن؛ سقف زدن. باسقف کردن. آسمانه زدن. || درازبالا. (منتهی الارب). طويل. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مسقف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قف» برای سرودن شعر