معنی مسغده
4 بازدید
[ مُ غَ دَ ] (ع ص) فصال مسغده؛ شتر کرههای شيرمست و فربه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ساغده. و رجوع به ساغده شود.
کلمات همقافیه با «مسغده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر