معنی مسعود سلجوقی

معنی مسعود سلجوقی

6 بازدید
{$20875$}(509-511 هـ .ق.) و پنجم سلطان غازی‌ يمين الدوله بهرامشاه‌بن مسعودبن ابراهيم‌ مذکور (511-552 هـ .ق.). بسياری از قصايد مسعودسعد در مدح سيف‌الدوله ابوالقاسم‌ محمودبن ابراهيم می‌باشد. سيف‌الدوله از جانب پدر به حکومت هندوستان منصوب‌ بود و مسعودسعد در اوايل جوانی که هنوز از هندوستان به غزنين هجرت نکرده و در حبس‌ بيست‌ساله نيفتاده بود خود را به سيف‌الدوله‌ محمود بسته و از ملازمان خاص وی گرديد و از يکی از قصايد وی معلوم می‌شود که تاريخ‌ تفويض حکومت هندوستان به سيف‌الدوله در سنهٔ 469 هـ .ق. بوده است و اين قديمترين‌ تاريخی است که در ديوان مسعودسعد ديده‌ می‌شود، پس معلوم می‌شود که ابتدای ظهور و ترقی او در حدود سنهٔ 470 هـ .ق. بوده است و تا اوايل سلطنت بهرامشاه زيسته و وفاتش به‌ اصح اقوال در سال 515 هـ .ق. است، و ولادتش علی‌التحقيق مابين سنهٔ 438 و 440 هـ .ق. بوده است. در حدود سنهٔ 480 سلطان‌ ابراهيم در حق پسر خود سيف‌الدوله محمود بدگمان شد و او را بگرفت و ببست و به زندان‌ فرستاد و ندمای او را نيز بگرفتند و هر يک را به قلعه‌ای محبوس نمودند، از جملهٔ ايشان‌ مسعودسعد بود که ده سال تمام در سلطنت‌ سلطان ابراهيم در حبس به سر برد، از آن‌ جمله هفت سال در دو قلعهٔ سو و دهک و سه‌ سال در قلعهٔ نای: هفت سالم بسود سو و دهک‌ پس از آنم سه سال قلعهٔ نای. بعد از ده سال به شفاعت ابوالقاسم خاص از ارکان دولت سلطان ابراهيم از حبس بيرون‌ آمد و به هندوستان رفت و بر سر املاک پدر بنشست. در اين اثنا، سلطان ابراهيم وفات‌ نموده پسرش سلطان مسعود بجای او بنشست. در سنهٔ 492 هـ .ق. سلطان مسعود حکومت هندوستان را به پسر خود امير عضدالدوله شيرزاد مفوض نموده و قوام‌الملک ابونصر هبهاللََّه پارسی را به سمت‌ پيشکاری او و سپه‌سالاری قشون هندوستان‌ برگماشت. بواسطهٔ دوستی قديم که مابين‌ ابونصر فارسی و مسعودسعد بود. ابونصر او را به حکومت چالندر از مضافات لاهور مأمور نمود. اندکی بعد ابونصر فارسی مغضوب و گرفتار آمد و مسعودسعد نيز که از جمله عمال‌ او بود معزول گرديد و ديگر بار به حبس افتاد و قريب هشت يا نه سال اين دفعه در حصار مَرَنج به سر برد تا سرانجام به شفاعت‌ ثقهالملک طاهربن علی‌بن مشکان (برادرزادهٔ ابونصر مشکان صاحب ديوان رسائل سلطان‌ محمود غزنوی) در حدود سنهٔ 500 هـ .ق. از حبس خلاصی يافت. در حالتی که پير و شکسته و ضعيف شده بود و بهترين اوقات‌ جوانی خود را در قلل جبال و اعماق وهاد و قعر زندانهای تاريک گذرانيده از اشغال‌ ديوانی کنار نمود و بقيهٔ عمر را در عزلت به‌ سر برد تا در حدود سن هشتادسالگی اين‌ جهان را بدرود گفت. نخستين کسی که ديوان‌ مسعودسعد را جمع‌آوری نمود سنائی غزنوی‌ بود و بعضی اشعار شعرای ديگر را نيز سهواً در ضمن آن درج نموده بود، ثقهالملک‌ طاهربن علی مشکان سنائی را از سهو خود آگاه نمود و سنائی قطعه‌ای را در اعتذار به‌ مسعودسعد فرستاد. (از حواشی محمد قزوينی بر چهارمقالهٔ نظامی عروضی ص‌ 28). و رجوع به مقدمهٔ ديوان چ رشيدياسمی‌ و تاريخ ادبيات تأليف صفا شود.
[ مَ دِ سَ ] (اِخ) چهارمين از سلاجقهٔ آسيای صغير (510-551 هـ .ق.). او چند سال پيش از مرگ، مملکت خود را ميان پسران بخش کرد و در 588 هـ .ق. درگذشت. رجوع به ترجمهٔ طبقات سلاطين اسلام لين‌پول ص 137 شود.
[ مَ دِ سَ ] (اِخ) ابن‌ عزالدين کيکاوس. رجوع به غياث‌الدين‌ (مسعود...) شود.
[ مَ دِ سَ ] (اِخ) ابن قلج‌ ارسلان. از سلجوقيان روم بود و از سال 539 تا 558 هـ .ق. حکومت کرد.
[ مَ دِ سَ ] (اِخ) ابن‌ کيقباد ثالث، ملقب به غياث‌الدين. از سلاجقهٔ روم. رجوع به غياث‌الدين (مسعود...) شود.
[ مَ دِ سَ ] (اِخ) ابن‌ محمدبن ملکشاه، مکنی به ابوالفتح و ملقب به‌ غياث‌الدين. رجوع به غياث‌الدين (مسعود...) شود.

کلمات هم‌قافیه با «مسعود سلجوقی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید