معنی مسطور
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) نبشته. (آنندراج). مکتوب. نوشته شده. مرقوم. مرتسم. مسطر. مزبور: {/Bوَ اَلطُّورِ `وَ کِتََابٍ مَسْطُورٍ. ۱-۵۵۲:۱-۲/}(قرآن ۵۲/۱ و ۲).{/B کََانَ ذََلِکَ فِی اَلْکِتََابِ مَسْطُوراً. ۱۵-۱۹۱۷:۵۸*/}(قرآن ۱۷/۵۸ و ۳۳/۶). دیگر قصه به جای ماندم که دراز است و در تواریخ مسطور. (تاریخ بیهقی). حروف عقل بشمارم که مسطور است اشیا را کتاب نفس برخوانم که باشد نسخه ای در جان. ناصرخسرو. خامشی از کلام بیهده به در زبور است این سخن مسطور. ناصرخسرو. عتبی رساله ای در مرثیهٔ او انشا کرده است در اصل کتاب مسطور است. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۴۱). کیفیت وقایعی که در عهد ایشان بود به حسب معرفت مسطور شد. (جهانگشای جوینی). بلوغ را چه نشان است؟ گفت: آنچه در کتب علما مسطور است سه نشان دارد. (گلستان سعدی).[ مَ ] (اِخ) عشیره ای از طایفهٔ مُحَیسن از طوایف بنی کعب خوزستان. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۹۰).
کلمات همقافیه با «مسطور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر