معنی مسطبة
6 بازدید
[ مَ / مِ طَ بَ ] (ع اِ) سندان آهنگران و حدادها. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || چشمهٔ انباشته. (منتهی الارب). || آبهای ریزان و مندفق. (از اقرب الموارد). || دوکانچهٔ کوفته و هموار که بر وی نشینند. (منتهی الارب). دکان که بر آن نشینند. || خان و کاروانسرای غریبان، و گویند جایی است که فقرا و سائلان در آن گرد می آیند. || مجره. کهکشان. (از اقرب الموارد). مصطبة. (اقرب الموارد) (زمخشری). ج، مَساطِب. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مسطبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر