معنی مسط
5 بازدید
[ مَ ] (ع مص) مالیدن روده را به انگشتان تا آنچه در آن است از علت بیرون آید. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). پاک کردن رحم و رودگانی. (تاج المصادر بیهقی). || دست در شرمگاه ناقه درکردن و آب فحل برآوردن از رحم وی. || به انگشت برآوردن آنچه در مشک است از شیر خفته. || تر کردن جامه را سپس آن مالیدن به دست تا آبش بیرون رود. || به تازیانه زدن کسی را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مسط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سط» برای سرودن شعر