معنی مسرول
3 بازدید
[ مُ سَ رْ وَ ] (ع ص) فرس مسرول؛ اسب که سپیدی قوائم آن از رانها و بازوها درگذشته باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). اسب پای تا ران سپید. (دهار). || گاو وحشی به سبب سیاهی که در پاهای اوست. (از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مسرول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر