معنی مسروق
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) دزدیده. (منتهی الارب). دزدیده شده. سرقت شده. ربوده. رجوع به سرقة و سرقت شود. || مسروق الصوت؛ آن که صدایش گرفته باشد. (از اقرب الموارد).[ مَ ] (اِخ) (احمد...) از مشایخ کبار خراسان. رجوع به احمد مسروق شود.[ مَ ] (اِخ) ابن أجدع بن مالک همدانی وادعی، مکنی به ابوعائشه. از زهاد تابعین و از اهالی یمن است. و چون فرزند ذکور نداشت و او را دختری به نام عائشه بود به ابوعائشه کنیت گرفت. پدر او اجدع مسلمانی گرفت و او در ایام خلیفهٔ اول وارد مدینه گشت و سپس در کوفه مسکن گزید و در جنگهای حضرت علی (ع) شرکت جست. گویند آنگاه که عمر، مسروق را بدید گفت: نام تو چیست؟ او گفت: مسروق بن أجدع. عمر گفت: أجدع شیطان است و نام تو مسروق بن عبدالرحمان باشد. مسروق از عمر و علی (ع) و ابن مسعود و جناب و زیدبن ثابت و مغیره و عبداللََّه بن عمر و عائشه روایت کند. وفات او به سال ۶۳ هـ .ق. بوده است. (از الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۱۰۸).
کلمات همقافیه با «مسروق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر