معنی مسروح
6 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) نمایش آب. (منتهی الارب). سراب. (اقرب الموارد).[ مَ ] (اِخ) برادر رضاعی رسول اکرم (ص) و او پسر ثویبه کنیز ابولهب بود. (از امتاع ج ۱ ص ۵ و حبیب السیر چ طهران ج ۱ ص ۱۰۴).[ مَ ] (اِخ) ابن شهاب الحدی، مکنی به ابوشهاب. تابعی است. رجوع به ابوشهاب شود.
کلمات همقافیه با «مسروح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر