معنی مسرقان

معنی مسرقان

7 بازدید
[ مَ رُ ] (اِخ) نهری است در خوزستان. در ساحلش چندین شهر و قریه یافت شود و سرچشمهٔ آن در شوشتر است. اولین احداث کنندهٔ این نهر اردشیر بهمن بن اسفندیار بود و این همان رودخانه ای است که نزدیک دروازهٔ متوسط شوشتر جاری است. (از معجم البلدان). نام شاخهٔ شرقی کارون که بعداً به نام رود گرگر مشهور گشت، و ساختن آن را به اردشیر بابکان نسبت می دهند. این رود در زمان ساسانیان و در قرنهای نخستین اسلام در کنار شوشتر از شاخهٔ دیگر جدا می شده و تا آخر خاک خوزستان جداگانه به دریا می ریخته است، بدین سان که از کنار شرقی شوشتر و میاناب می گذشته، در هفت یا هشت فرسنگی به شهر معروف «عسکر مکرم» می رسیده است و از میان آن شهر گذر کرده به روستایی که به نام خود آن رود «روستای مسرقان» نامیده می شده و دارای آبادیهای فراوان بوده است می رسیده و از آنجا نیز می گذشته به برابر اهواز می رسیده است و کنار شرقی آن را از بیرون می پیموده، از زیر پل معروف «اربک» که بر سر راه اهواز به رامهرمز نهاده است می گذشته و سرانجام در دهنهٔ جداگانه ای به دریا می ریخته است. چنین به نظر میرسد که یکی از جهتهای کندن مسرقان نگهداری بند اهواز از زور و فشار سیلهای بنیادافکن بوده است و خواسته اند بخش انبوه آب از نهر مسرقان روان گردد و در نهر نخستین رود که به بند اهواز میرسد آب کمتر باشد. این رود به مرور راه خود را عوض کرده و از دریا بریده و امروز در نزدیکی بند قیر به شاخه شُتَیت می پیوندد. (کارون و بنیاد آن تألیف احمد کسروی از نثرهای دلاویز و آموزندهٔ فارسی تألیف دبیرسیاقی ص ۳۳۷).
[ مَ رُ ] (اِخ) نام موضعی است. (منتهی الارب). شهرکی خرم است [ از خوزستان ] بانعمت و اندر وی خرما [ ی ] تر باشد سخت نیکو. (حدود العالم). نقطه و محلی است از جنوب اهواز -بصره. رجوع به ابن اثیر ج ۷ ص ۱۱۷ و ۱۲۲ و نزهةالقلوب ج ۳ ص ۱۱۲ و ۲۱۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «مسرقان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید