معنی مسرسم
6 بازدید
[ مُ سَ سَ ] (ع ص) سرسام زده. مبتلی به سرسام. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به سرسام شود.
کلمات همقافیه با «مسرسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر