معنی مسربة
6 بازدید
[ مَ رَ / رُ بَ ] (ع اِ) چراگاه. (منتهی الارب). مرعی. (اقرب الموارد). مسرب. || موی ریزه میانهٔ سینه تا شکم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). موی سینه تا ناف. سربة. و رجوع به سربة شود. || حلقهٔ دبر. (منتهی الارب). مخرج غایط. || مجرای غایط. || مجرای اشک. (از اقرب الموارد). || صفهٔ پیش برواره. (منتهی الارب). ج، مسارب. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مسربة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر