معنی مسخنات
5 بازدید
[ مُ سَ خْ خِ ] (ع ص، اِ) جِ مسخن و مسخنة. گرم کنندگان. (غیاث) (آنندراج). رجوع به مسخن شود. || داروهای گرم و چیزهایی که حرارت بدن را افزون کنند. ضد مبرّدات. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مسخنات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر