معنی مسحوط
3 بازدید
[ مَ ] (ع ص) نعت مفعولی از سحط. رجوع به سحط شود. || شراب آب آمیخته. هر شراب که باشد. (منتهی الارب). شراب ممزوج. || شیر که ریخته شود. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مسحوط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر