معنی مسجونی
5 بازدید
[ مَ ] (حامص) مسجون بودن. زندانی بودن. بند. زندان. و رجوع به مسجون شود.
کلمات همقافیه با «مسجونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر